تبليغاتX
"شیپورچی" - گیگز
گیگز

دلم مي­سوزد. براي کسي که تمامي شرايط دروني براي رسيدن به بالاترين سطوح و دست­يابي به به­ترين موقعيت­ها را دارد ولي شرايط بيروني اجازه­ي اين رسيدن و دست­يابي را به او نمي­دهد. هر وقت گيگز را مي­بينم دوباره دلم مي­سوزد. ده سال گذشت از دوره­ي بيست و هفت سالگي و اکنون گيگز سي و هفت ساله شده است؛ بي آن­که با تيم ملي کشورش حتا در يک جام جهاني بازي کند. کاپيتاني تيم ملي کشور در جام جهاني، بزرگ­ترين آرزوي يک بازيکن فوتبال است و اين آرزو براي گيگز هيچ­گاه محقق نخواهد شد. گيگز دليلي است که من به اگزيستانسياليست­ها فحش بدهم که چرا گفته­اند اگر يک فلج مادرزاد نتواند در مسابقات دوي المپيک اول نشود، نقصير خودش است.

پي­نوشت: بعد وقتي فوتباليست­هاي فوق بي­خود و درپيت ايران رو مي­بينم که به جام جهاني مي­روند، دلم براي گيگز بيش­تر مي­سوزد.

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت13:10توسط شیپورچی |